معرفی 70 سایت از سايتهاي مذهبي و شهدا
منابع قرآن در اينترنت
جستجو در قرآن داستان پيامبران
نغمه و مولودى
شهید دكتر چمران
شبكه شاعر الغدير

نغمه و مولودى
شهید دكتر چمران
شبكه شاعر الغدير

http://www.aviny.com/Nahj/Idx_60_119.aspx خطبه ۶۰ تا ۱۱۹
http://www.aviny.com/Nahj/Idx_120_179.aspx خطبه ۱۲۰ تا ۱۷۹
http://www.aviny.com/Nahj/Idx_180_239.aspx خطبه ۱۸۰تا ۲۳۹
|
علی عليه السلام مردی بود كه بيش از هر كسی وارد اجتماع میشد و فعاليت اجتماعی و توليد ثروت میكرد ، ولی ثروت در كفش قرار نمیگرفت ، ثروت را اندوخته و ذخيره نمیكرد كدام كار توليدی مشروع است كه در آن زمان وجود داشته و علی عليه السلام انجام نداده است ؟ اگر تجارت است او عمل |
(حکيم سنائي غزنوي)
در اُحُد مير حيدر کرّار
يافت زخمي قوي در آن پيکار
ماند پيکان تير در پايش
اقتضا کرد آنزمان رايش
2 - «از پروردگارت بترس ترسيدنى كه تو را از اميد به وى مشغول سازد و به وى اميد داشته باش اميد كسى كه تو را از بيمش اميد نباشد» (2)
سياست كه غالبا مايه از«مكر»مىگيرد،در امام،مايه از«فكر»مىگرفت.
در پاسخ مغيرة بن شعبه (سياستمدار مدبر) كه بقاى معاويه را در شام،موافق سياست روز مىدانست،فرمود :
«به خدا سوگند كه معاويه از من سياستمدارتر نيست ولى او مكر مىكند و فسق مىورزد،و اگر مكر و حيله ناپسند نبود،من از همه مردم سياستمدارتر بودم.» (1)
نقشههاى اصلاحى امام براى اجتماع،بىسابقه بود:
الفـاو با تعميم و تكليف كار،سلامت روحى و ارادى مردم را تضمين فرمود.
بـبا«بيمه اجتماعى»،سالخوردگان غير قادر به كار،و كودكان يتيم را آسوده خاطر ساخت.
جـمردم را كه ترس از فقر مادى داشتند،به موضوعى توجه داد كه از آن خطرناكتر بود و آن :
«فقر نفس» (يعنى:عدم شخصيت)
و«فقر علمى» (يعنى:جهل اخلاقى) است.
لذا چشم مردم به دورتر نگريست،و موانع زندگى و بقا را در آن سوىتر ملاحظه كردند و براى رفع آنها،راهى يافتند كه همه كس را بدان دسترس بود.
(يعنى:همه«فقر نفس»و«فقر علم»را توانند كه رفع كنند.)
بالنتيجه با اين راه گشايى،حيات و دوام اجتماع،ضمانت پذيرفت.
خوبست در يكايك اين موارد،كلام امام را بشنويد:
در مورد اول فرمود:«شما به كار مأمور هستيد اما حق داريد كه كار را موافق ميل خود برگزينيد .» (2)
در مورد دوم فرمود:«اين گروه ناتوانان،از مردم ديگر بيشتر به عدالت نيازمندند و به احوال كودكان يتيم و سالخوردگان كه قادر به انجام كارى نيستند،بايد رسيدگى كرد.» (3)
در مورد سوم فرمود:«فقر دو تاست:فقر مال و فقر نفس،ولى فقر نفس بدترين فقرهاست.»
و باز فرمود:«فقرى،چون جهل نيست.»
اما«گرسنگى،از زبونى خضوع،بهتر است.» (4)
در پايان،سزد كه از اين آستان عظمت نماى الاهى،كه سراسر كرم است و عنايت،استدعاى مدد كنيم و يارى براى صفاى جان طلبيم،آرى:
برو اى گداى مسكين،در خانه على زن
كه نگين پادشاهى دهد از كرم،گدا را
به دو چشم خون فشانم،هله اى نسيم رحمت
كه ز كوى او غبارى به من آر،توتيا را
به اميد آنكه شايد برسد به خاك پايش
چه پيامها كه سپردم همه سوز دل،صبا را
پىنوشتها:
1.ترجمه الامام على (جرج جرداق) ـج 1/ .109
2.مأخذ قبلـج 1/ .268
3.مأخذ قبلـج 1/269ـ .270
4.مأخذ قبلـج 3/ .14
على معيار كمال صفحه 186
دكتر رجبعلى مظلومى
1 - «ظاهر قرآن زيباست، باطن آن ژرف ناپيداست. عجايب آن سپرى نگردد، غرايب آن به پايان نرسد، و تاريكى هاجز بدان زدوده نشود.» (1)
2 - «كتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پيداست واجب و مستحب آن هويداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزيمت آن معين، خاص و عامش معلوم، پند و مثلهايش مفهوم، مطلق و مقيدش پديدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسير شده، و نامفهومش تعبير شده، از حكمى كه بدانند و انجام دادنى است، و آنچه ندانند و واگذردنى است، حكمى است وجوب آن در قرآن معين، و نسخ آن در سنت مبرهن» (2)